اختلالات تجزیهای
تجزیه یعنی شخص از حافظه، هویت یا محیط اطرافش جدا میافتد؛ انگار صحنه مال او نیست و این را باید معاینه کرد نه حدس زد. این حالت میتواند پس از ترس شدید یا سانحه بیاید: جای خالی در حافظه، حس بیگانگی با بدن، یا چند تکهشدن تجربه. شبیه غش یا مصرف مواد هم هست و نباید با یک حدس بسته شود. فرد اغلب میترسد «دیوانه» خوانده شود و علامت را پنهان میکند. در کلینیک دی این نشانهها را کنار سابقهٔ سانحه، خواب و مصرف ماده میگذاریم تا نام درست پیدا شود و درمان به مسیر اشتباه نرود.

انواع
نامها از DSM-5-TR است. کاپلان و سادوک همین گروهها را در فصلهای بالینی شرح میدهد. این فهرست جای مصاحبه و تشخیص پزشک نیست.
اختلال هویت تجزیهای
گسست در هویت بهشکل دو یا چند حالت شخصیتی متمایز، همراه با شکاف در یادآوری رویدادهای روزمره یا سانحه.
فراموشی تجزیهای
ناتوانی در بهیاد آوردن اطلاعات مهم زندگینامهای، معمولاً مربوط به سانحه، که با فراموشی عادی توضیح داده نمیشود.
اختلال مسخ شخصیت و مسخ واقعیت
احساس جدا بودن از خود، یا غیرواقعی بودن محیط، در حالی که فرد میداند این تجربه با واقعیت بیرونی یکی نیست.