سانحه و استرس
بعد از سانحه، مغز ممکن است خطر را تمامشده نبیند؛ کابوس، اجتناب و تحریکپذیری علامت ضعف شخصیت نیست. تصادف، خشونت خانگی، سوگ یا جنگ میتواند اختلال استرس حاد یا پس از سانحه بسازد. شخص از صحنه دوری میکند، با صدای عادی میپرد، یا خاطرهها را بیاختیار دوباره زندگی میکند. الکل و مواد گاهی برای خوابیدن وارد میشوند و خودشان بیماری دوم میسازند. خانواده اغلب میگوید «تمام شده، فراموش کن». این جمله رنج را خصوصیتر میکند. در کلینیک دی سابقهٔ سانحه را در ارزیابی اعتیاد و خلق جدی میگیریم، چون بدون آن، قطع مصرف پایدار نمیماند.

انواع
نامها از DSM-5-TR است. کاپلان و سادوک همین گروهها را در فصلهای بالینی شرح میدهد. این فهرست جای مصاحبه و تشخیص پزشک نیست.
اختلال دلبستگی واکنشی
در کودک: کنارهگیری هیجانی و دشواری در طلب آرامش، پس از غفلت شدید یا بیثباتی مراقب.
اختلال آمیختگی اجتماعی مهارنشده
در کودک: نزدیک شدن بیمحابا به غریبهها، پس از الگوی ناکافی مراقبت. با دلبستگی واکنشی یکی نیست.
اختلال استرس پس از سانحه
پس از مواجهه با مرگ، آسیب جدی یا خشونت جنسی: مزاحمت خاطره، اجتناب، تغییر منفی در خلق و فکر، و برانگیختگی پایدار.
اختلال استرس حاد
همان خوشهٔ نشانهها در روزها و هفتههای اول پس از سانحه. اگر ادامه پیدا کند، تشخیص ممکن است به اختلال استرس پس از سانحه برسد.
اختلال سازگاری
واکنش هیجانی یا رفتاری بیرون از انتظار به یک استرس مشخص، مثل جدایی یا از دست دادن کار، که کارکرد را مختل میکند.
اختلال سوگ طولانیمدت
سوگ که مدتها پس از مرگ فرد نزدیک همچنان شدید و مختلکننده مانده است. در DSM-5-TR تشخیص جدا از اختلال سازگاری است.