اختلالات شخصیت
اختلال شخصیت یک حالِ گذرا نیست؛ الگوی پایدار فکر و رابطه است که خود فرد و نزدیکانش را فرسوده میکند. بیاعتمادی فراگیر، ترس از رهاشدن، خشم ناگهانی یا بیتفاوتی به قواعد، اگر در سالهای پیاپی تکرار شود، ممکن است از جنس شخصیت باشد نه «اخلاق بد». سوءظن بیمارگونه را نباید با روانپریشی یکی گرفت؛ تمایزشان تعیین میکند درمان چه شکلی باشد. اطرافیان معمولاً خستهاند و مقصر را یا تمام خودشان میدانند یا تمام طرف مقابل. درمان عجلهای نیست. در کلینیک دی اول ایمنی و همزمانی با مصرف مواد یا خلق را میسنجیم، بعد رواندرمانی را تنظیم میکنیم.

انواع
نامها از DSM-5-TR است. کاپلان و سادوک همین گروهها را در فصلهای بالینی شرح میدهد. این فهرست جای مصاحبه و تشخیص پزشک نیست.
DSM-5-TR ده اختلال شخصیت را در سه خوشه گذاشته است. یک صفت یا یک بحران برای این تشخیص کافی نیست؛ الگو باید دیرپا و فراگیر باشد.
خوشهٔ الف
اختلال شخصیت پارانوئید
بیاعتمادی و سوءظن فراگیر به انگیزهٔ دیگران، بدون آنکه به روانپریشی کامل رسیده باشد.
اختلال شخصیت اسکیزوئید
کنارهگیری از رابطه و محدود بودن ابراز هیجان. تنهایی برای این الگو ترجیح است، نه فقط کمرویی.
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال
ناراحتی در رابطهٔ نزدیک، تحریفهای شناختی یا ادراکی، و رفتار یا ظاهر نامتعارف. در طیف اسکیزوفرنی هم بحث میشود.
خوشهٔ ب
اختلال شخصیت ضداجتماعی
بیاعتنایی به حقوق دیگران از پانزدهسالگی به بعد، مشروط به اینکه نشانههای سلوک پیش از آن وجود داشته باشد.
اختلال شخصیت مرزی
بیثباتی در رابطه، خودانگاره و هیجان، همراه با تکانشگری و اغلب ترس از رهاشدگی.
اختلال شخصیت نمایشی
هیجانمندی و توجهطلبی بیش از حد، با بیان نمایشی و تأثیرپذیری سریع از موقعیت.
اختلال شخصیت خودشیفته
احساس اهمیت بیشینه، نیاز به تحسین، و کمبود همدلی. پشت آن اغلب شکنندگی در برابر انتقاد است.
خوشهٔ ج
اختلال شخصیت اجتنابی
بازداری اجتماعی، احساس بیکفایتی، و حساسیت شدید به ارزیابی منفی. رابطه خواسته میشود و همزمان از آن پرهیز میشود.
اختلال شخصیت وابسته
نیاز بیشینه به مراقبت شدن که به رفتار مطیع و چسبنده و ترس از جدایی میانجامد.
اختلال شخصیت وسواسی-اجباری
اشتغال به نظم، کمال و مهار، به قیمت انعطاف و کارایی. با اختلال وسواس فکری-عملی یکی نیست.