کلینیک دی / ایوانکلینیک دی

اختلال یادگارپرستی

شرح بر اساس DSM-5-TR و فصل‌های بالینی کاپلان و سادوک است. این صفحه جای مصاحبه و تشخیص پزشک نیست.

در چوبی بسته در راهرویی با نور ملایم

این اختلال به زبان ساده

اختلال یادگارپرستی یکی از موضوع‌های اختلالات جنسی، زیرگروه اختلال‌های پارافیلیک است. برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است.

برای فهمیدن آن لازم نیست اصطلاحات تخصصی را حفظ کنید. کافی است سه سؤال را جدا کنید: حال درونی شخص چیست، این حال با زندگی روز چه کرده، و چه چیز دیگری می‌تواند همین تصویر را ساخته باشد.

یک دورهٔ کم‌میلی وسط خستگی یا اختلاف، اختلال جنسی نیست. اختلال یعنی مشکل میل، درد یا رفتار که مانده و رنج یا آسیب ساخته است.

جملهٔ مرکزی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی این است: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست.

این صفحه شرح درسی را به زبان گفت‌وگو برمی‌گرداند. منبع فکری آن، طبقه‌بندی DSM-5-TR و فصل‌های بالینی کاپلان و سادوک است، به‌همراه آموزشی که در معاینهٔ واقعی به کار می‌رود. متن، ترجمهٔ خط‌به‌خط معیارهای رسمی نیست.

خواندن این صفحه به شما یاد می‌دهد چه چیزی را جدی بگیرید و چه چیزی را با عجله نام نگذارید. تشخیص نهایی کار مصاحبه است، نه کار یک متن.

علائم

این بخش دربارهٔ علائم در اختلال یادگارپرستی است و برای خوانندهٔ غیرمتخصص نوشته شده. یک لایه از توضیح است، نه علت واحد و نه آزمایشی که به‌تنهایی تشخیص بگذارد.

الگوی برانگیختگی یا آسیب زده یا زندگی را مختل کرده است. شرح رفتار در این صفحه نمی‌آید.

علامت، یک الگوی پایدار برانگیختگی است که یا به دیگری آسیب می‌زند یا زندگی خود فرد را مختل کرده. خیالِ تنها و رفتار توافقیِ بی‌خطرِ بزرگسالان، خودبه‌خود این تشخیص نیست. جزئیات رفتار در این صفحه شرح داده نمی‌شود.

این لایه را کنار تصویر خود اختلال یادگارپرستی بخوانید: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. اگر شرح حال شما با این تصویر نمی‌خواند، نام دیگری محتمل‌تر است و معاینه همان را جدا می‌کند.

مرز با تجربهٔ معمولی

یک دورهٔ کم‌میلی وسط خستگی یا اختلاف، اختلال جنسی نیست. اختلال یعنی مشکل میل، درد یا رفتار که مانده و رنج یا آسیب ساخته است.

در اختلال یادگارپرستی، رنج یا افت کارکرد باید دیده شود. اگر رفتار یا حسی هست ولی زندگی را نخراب کرده و به کسی آسیب نزده، معمولاً هنوز نام بیماری به آن نمی‌چسبد.

شدت را از روی ناراحتیِ اطرافیان به تنهایی اندازه نمی‌گیرند. سؤال این است که خود فرد چقدر از کار، خواب، رابطه یا ایمنی عقب افتاده است.

فرهنگ و موقعیت هم مرز را جابه‌جا می‌کند. سوگ، روزه‌داری، شیفت شب، یا کم‌رویی خانوادگی اگر توضیح کامل تصویر باشند، اختلال یادگارپرستی نیستند. اگر بعد از حساب کردن آن‌ها باز هم الگوی بیماری بماند، آن وقت بررسی ادامه پیدا می‌کند.

دارو، افسردگی، الکل و درد اول باید پرسیده شوند. تشخیص جنسی پیش از این سوال‌ها زود است.

یک نشانهٔ تنها، حتی اگر ترسناک باشد، برای اختلال یادگارپرستی کافی نیست. متخصص به خوشهٔ نشانه‌ها، طول زمان، و آنچه نشانه نیست نگاه می‌کند.

نشانه‌ها در زندگی روزمره

وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست.

نشانه‌های اختلال یادگارپرستی را بهتر است در سه صحنه ببینید: صبح تا ظهر، کار یا مدرسه، و رابطهٔ نزدیک. اگر فقط در یک ساعت خاص و بدون الگوی تکرار دیده شود، وزن تشخیصی کمی دارد.

خود فرد اغلب آخرین کسی است که شدت را می‌پذیرد، یا برعکس اولین کسی است که می‌ترسد. در اختلال یادگارپرستی حرف نزدیکان، اگر آرام و مشخص باشد، بخش لازم شرح حال است نه دخالت.

علائم را با صفت‌های کلی مثل «اعصاب ندارد» رها نکنید. بپرسید خواب چند ساعت عوض شده، از چه کاری دست کشیده، و این تغییر از کِی شروع شده. همین جزئیات، اختلال یادگارپرستی را از خستگی جدا می‌کند.

قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد.

پنهان کردن علامت در اختلال یادگارپرستی شایع است، چون شرم همراه آن است. پنهان‌کاری، بیماری را کوچک نمی‌کند و فقط معاینه را دیرتر می‌کند.

معیارها، طوری که بدون کلاس روانپزشکی هم فهمیده شوند

معیار یعنی شرط‌هایی که کمک می‌کنند اختلال یادگارپرستی را از حالت‌های شبیه آن جدا کنیم. اینجا همان فکرِ معیارها به زبان روزمره آمده، نه فهرست شماره‌دار کتاب.

هیچ جمله‌ای به‌تنهایی تشخیص نیست. چند شرط با هم خوانده می‌شوند و بعد بررسی می‌شود که بیماری جسمی، دارو یا اختلال دیگری توضیح بهتری نباشد.

شرط 1: مشکل در میل، برانگیختگی، ارگاسم، درد، یا یک الگوی برانگیختگی، تکرار شده است. در مورد اختلال یادگارپرستی این شرط را روی شرح واقعی می‌گذارند، نه روی یک حدس کلی. اگر این شرط نباشد، ممکن است مشکل هنوز واقعی باشد اما نامش اختلال یادگارپرستی نباشد.

شرط 2: رنج شخصی یا آسیب به رابطه یا به دیگری وجود دارد. ترجیح بی‌آسیب، بیماری نیست. در مورد اختلال یادگارپرستی این شرط را روی شرح واقعی می‌گذارند، نه روی یک حدس کلی. اگر این شرط نباشد، ممکن است مشکل هنوز واقعی باشد اما نامش اختلال یادگارپرستی نباشد.

شرط 3: افسردگی، دارو، الکل و بیماری جسمی قبل از برچسب جنسی بررسی می‌شوند. در مورد اختلال یادگارپرستی این شرط را روی شرح واقعی می‌گذارند، نه روی یک حدس کلی. اگر این شرط نباشد، ممکن است مشکل هنوز واقعی باشد اما نامش اختلال یادگارپرستی نباشد.

شرط 4: توافق و ایمنی دیگری، در الگوهای پارافیلیک، مرز تشخیص و فوریت است. در مورد اختلال یادگارپرستی این شرط را روی شرح واقعی می‌گذارند، نه روی یک حدس کلی. اگر این شرط نباشد، ممکن است مشکل هنوز واقعی باشد اما نامش اختلال یادگارپرستی نباشد.

جمع این شرط‌ها با آنچه دربارهٔ اختلال یادگارپرستی می‌دانیم جور است: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر شرح حال شما فقط یکی از شرط‌ها را دارد، نتیجه‌گیری نکنید. نتیجهٔ ناقص از یک صفحه، از بی‌نام ماندنِ موقت بدتر است.

این معیارها را چطور درست بخوانیم

خواندن معیار به معنای تیک زدن کنار جمله‌ها نیست. برای اختلال یادگارپرستی باید مثال عینی داشته باشید: چه روزی، چه رفتاری، چه کسی آن را دیده، و چقدر طول کشیده.

اگر چند علامت را از شبکه‌های اجتماعی بردارید و کنار هم بگذارید، تقریباً هر کسی به چند تشخیص می‌خورد. ملاک، خوشهٔ هم‌زمان و پایدار است.

کاپلان و سادوک بارها یادآوری می‌کنند که تشخیص، قضاوت بالینی است. DSM زبان مشترک می‌دهد تا دو متخصص دربارهٔ اختلال یادگارپرستی از یک چیز حرف بزنند، نه اینکه متن را جای مصاحبه بنشاند.

عدد و مدت را اگر جایی می‌شنوید، آستانهٔ پژوهشی و آموزشی است. کسی که یک روز کمتر از آن آستانه علامت دارد اما ایمنی‌اش در خطر است، منتظر کامل شدن تقویم نمی‌ماند.

برعکس، کسی که نام اختلال یادگارپرستی را دوست ندارد یا از آن می‌ترسد، با انکار معیار، بیماری را پاک نمی‌کند. معیار برای برچسب زدن ساخته نشده. برای این است که درمان بی‌ربط انتخاب نشود.

ترجمهٔ فارسیِ تحت‌اللفظی اصطلاحات گاهی گمراه‌کننده است. اینجا معنی هر شرط آمده، نه شکل ظاهری واژه‌اش.

شروع، سیر و نوسان

دارو، افسردگی، الکل و درد اول باید پرسیده شوند. تشخیص جنسی پیش از این سوال‌ها زود است.

دربارهٔ اختلال یادگارپرستی بپرسید اولین بار کی غیرعادی شد، نه فقط این هفته چطور است. شروع ناگهانی در چند ساعت، شروع پله‌ای، و شروع خزندهٔ چندماهه سه مسیر متفاوت‌اند.

سیر هم بخشی از خود بیماری است. برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. بعضی دوره‌ها خودبه‌خود آرام می‌شوند و بعد برمی‌گردند. آرام شدن کوتاه را با تمام شدن بیماری عوضی نگیرید.

استرس ممکن است شروع را جلو بیندازد، ولی معمولاً به‌تنهایی نام بیماری را تعیین نمی‌کند. سؤال بعدی این است که بعد از کم شدن استرس، علامت مانده یا نه.

در اختلال یادگارپرستی، خوب و بد شدن در یک ماه می‌تواند طبیعیِ سیر باشد. درمان را به همین دلیل وسط یک هفتهٔ بهتر، ناگهانی قطع نمی‌کنند.

پیش‌آگهی را از روی اولین ملاقات قطعی نمی‌گویند. پاسخ به خواب، به ایمنی، و به درمانِ درست، خودش اطلاعات سیر است.

چرا پیدا می‌شود

یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است.

برای اختلال یادگارپرستی مدل تک‌علتی غلط است. آموزش استاندارد، زیست، روان و محیط را با هم می‌بیند. هیچ‌کدام به‌تنهایی تقصیر، و هیچ‌کدام به‌تنهایی درمان کامل نیستند.

زمینهٔ خانوادگی یعنی احتمال، نه سرنوشت. بسیاری از کسانی که خویشاوند مبتلا دارند هرگز همان تصویر را پیدا نمی‌کنند، و بسیاری بدون سابقهٔ خانوادگی واضح بیمار می‌شوند.

قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد.

روان در این مدل، فکر و معنای علامت است: ترس از دیوانه شدن، شرم، عادتِ اجتناب، یا باوری که علامت را تغذیه می‌کند. محیط، استرس واقعی، تنهایی، کار نوبتی، خشونت و دسترسی به ماده است.

دانستن علت احتمالی اختلال یادگارپرستی برای این است که سرزنش متوقف شود و نقطهٔ مداخله پیدا شود، نه برای پیدا کردن مقصر در گذشته.

سبب‌شناسی: نواحی و شبکه‌های مغزی

این بخش دربارهٔ سبب‌شناسی: نواحی و شبکه‌های مغزی در اختلال یادگارپرستی است و برای خوانندهٔ غیرمتخصص نوشته شده. یک لایه از توضیح است، نه علت واحد و نه آزمایشی که به‌تنهایی تشخیص بگذارد.

الگوی برانگیختگی یا آسیب زده یا زندگی را مختل کرده است. شرح رفتار در این صفحه نمی‌آید.

مدل واحد و قطعیِ مغزی وجود ندارد. آموزش بیشتر از یادگیری و مهار حرف می‌زند تا از یک نقطهٔ آسیب.

این لایه را کنار تصویر خود اختلال یادگارپرستی بخوانید: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. اگر شرح حال شما با این تصویر نمی‌خواند، نام دیگری محتمل‌تر است و معاینه همان را جدا می‌کند.

سبب‌شناسی: ناقل‌های عصبی

این بخش دربارهٔ سبب‌شناسی: ناقل‌های عصبی در اختلال یادگارپرستی است و برای خوانندهٔ غیرمتخصص نوشته شده. یک لایه از توضیح است، نه علت واحد و نه آزمایشی که به‌تنهایی تشخیص بگذارد.

الگوی برانگیختگی یا آسیب زده یا زندگی را مختل کرده است. شرح رفتار در این صفحه نمی‌آید.

ناقل اختصاصیِ ثابت‌شده‌ای برای این تشخیص‌ها در کار معمول معرفی نشده. اگر اختلال همراه باشد، درمان همان مطرح است.

این لایه را کنار تصویر خود اختلال یادگارپرستی بخوانید: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. اگر شرح حال شما با این تصویر نمی‌خواند، نام دیگری محتمل‌تر است و معاینه همان را جدا می‌کند.

سبب‌شناسی: ژنتیک

این بخش دربارهٔ سبب‌شناسی: ژنتیک در اختلال یادگارپرستی است و برای خوانندهٔ غیرمتخصص نوشته شده. یک لایه از توضیح است، نه علت واحد و نه آزمایشی که به‌تنهایی تشخیص بگذارد.

الگوی برانگیختگی یا آسیب زده یا زندگی را مختل کرده است. شرح رفتار در این صفحه نمی‌آید.

علت ژنتیکِ مشخصی برای تصمیم بالینی استفاده نمی‌شود.

این لایه را کنار تصویر خود اختلال یادگارپرستی بخوانید: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. اگر شرح حال شما با این تصویر نمی‌خواند، نام دیگری محتمل‌تر است و معاینه همان را جدا می‌کند.

سبب‌شناسی: روانشناسی و روانکاوی

این بخش دربارهٔ سبب‌شناسی: روانشناسی و روانکاوی در اختلال یادگارپرستی است و برای خوانندهٔ غیرمتخصص نوشته شده. یک لایه از توضیح است، نه علت واحد و نه آزمایشی که به‌تنهایی تشخیص بگذارد.

الگوی برانگیختگی یا آسیب زده یا زندگی را مختل کرده است. شرح رفتار در این صفحه نمی‌آید.

مدل یادگیری می‌گوید یک تجربهٔ هیجانی قوی می‌تواند به محرک خاصی گره بخورد و بعد تکرار شود.

تفسیر روانکاوانه در این زمینه زیاد بوده و اغلب اثبات‌نشده است. درمان امروز روی مهار، مسئولیت آسیب به دیگری، و رنج خود فرد است.

این لایه را کنار تصویر خود اختلال یادگارپرستی بخوانید: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. اگر شرح حال شما با این تصویر نمی‌خواند، نام دیگری محتمل‌تر است و معاینه همان را جدا می‌کند.

سبب‌شناسی: عوامل محیطی

این بخش دربارهٔ سبب‌شناسی: عوامل محیطی در اختلال یادگارپرستی است و برای خوانندهٔ غیرمتخصص نوشته شده. یک لایه از توضیح است، نه علت واحد و نه آزمایشی که به‌تنهایی تشخیص بگذارد.

الگوی برانگیختگی یا آسیب زده یا زندگی را مختل کرده است. شرح رفتار در این صفحه نمی‌آید.

دسترسی آسان، تنهایی، و نبود بازداریِ محیط، تکرار را آسان‌تر می‌کنند. اگر دیگری در خطر است، محدود کردن موقعیت فوریت است.

این لایه را کنار تصویر خود اختلال یادگارپرستی بخوانید: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. اگر شرح حال شما با این تصویر نمی‌خواند، نام دیگری محتمل‌تر است و معاینه همان را جدا می‌کند.

سبب‌شناسی: مواد و داروهایی که بروز یا شدت را عوض می‌کنند

این بخش دربارهٔ سبب‌شناسی: مواد و داروهایی که بروز یا شدت را عوض می‌کنند در اختلال یادگارپرستی است و برای خوانندهٔ غیرمتخصص نوشته شده. یک لایه از توضیح است، نه علت واحد و نه آزمایشی که به‌تنهایی تشخیص بگذارد.

الگوی برانگیختگی یا آسیب زده یا زندگی را مختل کرده است. شرح رفتار در این صفحه نمی‌آید.

الکل و مواد مهار را کم می‌کنند و خطر آسیب به دیگری را بالا می‌برند. علتِ الگوی پایدار نیستند.

این لایه را کنار تصویر خود اختلال یادگارپرستی بخوانید: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. اگر شرح حال شما با این تصویر نمی‌خواند، نام دیگری محتمل‌تر است و معاینه همان را جدا می‌کند.

بدن، مغز و رفتار چطور به هم وصل می‌شوند

در اختلال یادگارپرستی لازم نیست یک ضایعهٔ واحد در مغز نشان داده شود تا بیماری واقعی شمرده شود. بسیاری از اختلال‌های روانپزشکی با تصویربرداری معمولی دیده نمی‌شوند و باز هم درمان دارند.

قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد.

خواب، حلقهٔ مشترک است. کم‌خوابی تقریباً هر علامتی را غلیظ می‌کند: خلق، اضطراب، توهم، تکانه و اشتها. به همین دلیل شرح خواب، سؤال تزئینی نیست.

مواد و دارو می‌توانند همان گیرنده‌هایی را عوض کنند که علامت از آن‌ها می‌آید. فهرست مصرف، از نظر تشخیصی هم‌وزن شرح حال هیجان است.

ورزش، تغذیه و درد هم بی‌طرف نیستند. در اختلال یادگارپرستی اگر درد مزمن یا کم‌خونی یا مشکل تیروئید باشد و نادیده گرفته شود، روان‌درمانی تنها به سقف کوتاهی می‌رسد.

گفتن «فیزیولوژیک است» یا «روانی است» دو چراغ جدا نیستند. رفتار هر روز، مدارهای بدن را تقویت می‌کند و بدن هم رفتار فردا را آسان یا سخت می‌کند.

چه چیزهایی شبیه آن دیده می‌شوند

شبیه بودن دو اختلال به این معنی نیست که درمانشان یکی است. برای اختلال یادگارپرستی، تشخیص افتراقی یعنی فهرست کوتاهی از چیزهایی که باید عامدانه کنار گذاشته یا همزمان ثبت شوند.

رنج یا افت کارکرد باید باشد. تشخیص از روی یک خیال گذاشته نمی‌شود.

فرق اختلال یادگارپرستی با انزال تأخیری: تأخیر واضح، یا نبود انزال، در تقریباً همهٔ موقعیت‌های جنسی، بدون آنکه فرد آن را فقط به شرایط گذرا نسبت دهد. اگر شرح حال بیشتر با آن تصویر بخواند، چسباندن نام اختلال یادگارپرستی تصمیم درمان را کج می‌کند.

ممکن است هر دو با هم باشند. همبودی یعنی دو تشخیص واقعی، نه برچسب بیشتر برای یک علامت. در این صورت برنامهٔ درمان باید هر دو را ببیند.

فرق اختلال یادگارپرستی با اختلال نعوظ: دشواری پایدار در رسیدن به نعوظ یا نگه داشتن آن در فعالیت جنسی. اگر شرح حال بیشتر با آن تصویر بخواند، چسباندن نام اختلال یادگارپرستی تصمیم درمان را کج می‌کند.

ممکن است هر دو با هم باشند. همبودی یعنی دو تشخیص واقعی، نه برچسب بیشتر برای یک علامت. در این صورت برنامهٔ درمان باید هر دو را ببیند.

فرق اختلال یادگارپرستی با اختلال ارگاسم در زنان: تأخیر، کاهش شدت، یا نبود ارگاسم در تقریباً همهٔ موقعیت‌های جنسی. اگر شرح حال بیشتر با آن تصویر بخواند، چسباندن نام اختلال یادگارپرستی تصمیم درمان را کج می‌کند.

ممکن است هر دو با هم باشند. همبودی یعنی دو تشخیص واقعی، نه برچسب بیشتر برای یک علامت. در این صورت برنامهٔ درمان باید هر دو را ببیند.

فرق اختلال یادگارپرستی با اختلال علاقه و برانگیختگی جنسی در زنان: کاهش یا نبود علاقه و برانگیختگی جنسی که رنج یا مشکل در رابطه ایجاد کرده است. اگر شرح حال بیشتر با آن تصویر بخواند، چسباندن نام اختلال یادگارپرستی تصمیم درمان را کج می‌کند.

ممکن است هر دو با هم باشند. همبودی یعنی دو تشخیص واقعی، نه برچسب بیشتر برای یک علامت. در این صورت برنامهٔ درمان باید هر دو را ببیند.

فرق اختلال یادگارپرستی با اختلال درد تناسلی-لگنی: درد هنگام دخول، ترس از درد، یا انقباض عضلات کف لگن که رابطهٔ جنسی را مختل می‌کند. اگر شرح حال بیشتر با آن تصویر بخواند، چسباندن نام اختلال یادگارپرستی تصمیم درمان را کج می‌کند.

ممکن است هر دو با هم باشند. همبودی یعنی دو تشخیص واقعی، نه برچسب بیشتر برای یک علامت. در این صورت برنامهٔ درمان باید هر دو را ببیند.

فرق اختلال یادگارپرستی با انزال زودرس: رسیدن به انزال زودتر از آنچه فرد می‌خواهد، به‌صورت پایدار و با رنج یا مشکل در رابطه. اگر شرح حال بیشتر با آن تصویر بخواند، چسباندن نام اختلال یادگارپرستی تصمیم درمان را کج می‌کند.

ممکن است هر دو با هم باشند. همبودی یعنی دو تشخیص واقعی، نه برچسب بیشتر برای یک علامت. در این صورت برنامهٔ درمان باید هر دو را ببیند.

مصاحبهٔ تشخیصی عملاً چه می‌کند

مصاحبه برای اختلال یادگارپرستی بازجویی نیست. روایت زمان‌دار است: قبل از شروع چه خبر بود، روزهای بد چه شکلی‌اند، و چه چیزی موقتاً بهتر یا بدترشان می‌کند.

رنج یا افت کارکرد باید باشد. تشخیص از روی یک خیال گذاشته نمی‌شود.

متخصص از فرد و، با اجازه، از یک همراه سؤال می‌کند. اختلاف این دو روایت اغلب خودش داده است، نه دردسر.

سؤال دربارهٔ مواد، دارو، ضربهٔ سر، بیماری جسمی، خودکشی و خشونت در تقریباً هر تشخیصی تکرار می‌شود. حذف آن‌ها به احترامِ ظاهری، امنیت را حذف می‌کند.

برای اختلال یادگارپرستی مثال خاص می‌خواهند نه صفت. «زیاد استرس دارم» کافی نیست. «از سه‌شنبهٔ پیش نخوابیده‌ام و فکر می‌کنم همسایه طرح دارد» داده است.

یک جلسه گاهی برای ایمنی کافی است و برای نام نهایی کافی نیست. پیگیری، بخشی از تشخیص است.

آزمایش، آزمون و تصویربرداری

آزمونی که به‌تنهایی اختلال یادگارپرستی را اثبات کند در کار بالینی معمول وجود ندارد. پرسشنامه می‌تواند شدت را نشان دهد و مصاحبه را جهت بدهد، ولی نام بیماری را امضا نمی‌کند.

آزمایش خون وقتی به کار می‌آید که علت تقلیدکننده محتمل باشد: تیروئید، کم‌خونی، عفونت، دارو، و در برخی تصویرها کمبود تغذیه‌ای. درخواست آزمایش برای همه یک فهرست ثابت نیست.

تصویربرداری مغز برای سردرد معمولی یا اضطراب روشن لازم نیست. وقتی نشانهٔ عصبی، شروع خیلی ناگهانی، یا افت شناختی مطرح است، بحثش جدا می‌شود.

نتیجهٔ طبیعیِ آزمایش، اختلال یادگارپرستی را رد نمی‌کند. نتیجهٔ غیرطبیعی هم به‌تنهایی نام روانپزشکی را ثابت نمی‌کند. هر دو باید به شرح حال گره بخورند.

تست خواب، ارزیابی گفتار، یا آزمون یادگیری فقط وقتی به تشخیص مربوط اضافه می‌شوند که سؤال بالینی همان باشد. انجام هر تستی که اسمش علمی است، دقت را بالا نمی‌برد.

اختلال‌های همراه

اختلال یادگارپرستی اغلب تنها نمی‌ماند. اضطراب، افسردگی، اختلال خواب و مصرف مواد شایع‌ترین همراهان بسیاری از تشخیص‌ها هستند.

همراه را اگر درمان نکنید، اختلال اصلی مدام برمی‌گردد. همراه را اگر فقط درمان کنید و اصل را رها کنید، همان داستان از در دیگر وارد می‌شود.

گاهی علامت همراه، در واقع علت تقلیدی است. مثلاً کم‌خوابی شدید تمرکز را خراب می‌کند و ممکن است با بیش‌فعالی اشتباه شود. ترتیب شروع این‌جا تعیین‌کننده است.

در برنامهٔ درمان اختلال یادگارپرستی بنویسید کدام علامت مال کدام تشخیص است. این کار جلوی عوض شدن دارو هر هفته، فقط چون یک علامت مانده، را می‌گیرد.

وجود همزمان چند تشخیص به معنی چند برچسب برای شرمنده کردن فرد نیست. به معنی چند درِ ورودی برای کمک است.

درمان یعنی چه کاری، بدون وعدهٔ معجزه

اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد.

فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است.

برای اختلال یادگارپرستی درمان معمولاً چندلایه است: ایمنی، علامتِ جسمی، روان‌درمانی متناسب، و اگر لازم باشد دارو. حذف یکی از این‌ها وقتی لازم است، سرعت را زیاد نمی‌کند.

هدف درمان، صفر شدن هر احساس منفی نیست. هدف، برگشتن خواب، کار، رابطه و قضاوت به سطحی است که زندگی دوباره جریان داشته باشد.

طول درمان از طولِ ناراحتیِ این هفته بیشتر است. قطع درمان در اولین هفتهٔ خوب، یکی از راه‌های شناخته‌شدهٔ برگشت علامت است.

اگر درمانی اثر نکرد، نتیجه این نیست که فرد تلاش نکرده. نتیجه می‌تواند تشخیص همراه دیده‌نشده، داروی نامناسب، یا روش روان‌درمانی بی‌ربط باشد.

روان‌درمانی را بدون اصطلاح گنگ بفهمیم

روان‌درمانی برای اختلال یادگارپرستی نصیحت دوستانه نیست. جلسهٔ منظم است با هدفی که از اول گفته می‌شود: عوض کردن اجتناب، فهمیدن دوره، تمرین مهارت، یا حرف زدن دربارهٔ سانحه در چارچوب امن.

درمان شناختی-رفتاری یعنی دیدن ربط فکر، احساس و عمل، و تمرین موقعیت‌هایی که فرد از آن‌ها فرار می‌کند. برای ترس، وسواس و بخشی از خلق، شواهد بیشتری دارد.

درمان خانوادگی یعنی عوض کردن چرخه‌ای که در خانه علامت را تغذیه می‌کند، نه پیدا کردن والد مقصر. در نوجوان و در برخی اختلال‌های خوردن این کار اصلی است.

حمایت ساده هم درمان است وقتی بحران امنیتی گذشته و فرد نیاز دارد کسی نقشه را با او نگه دارد. اما حمایت تنها، جای مواجههٔ لازم یا داروی لازم را نمی‌گیرد.

اگر در جلسه دربارهٔ اختلال یادگارپرستی فقط گذشته تکرار شود و قرار هفتگی هیچ تمرین یا تغییر محیطی نداشته باشد، بپرسید هدف این دوره چیست. سؤال کردن حق مراجعه است.

قطع جلسه بعد از حرف سخت اول، شایع است. همان‌جا اغلب جایی است که درمان تازه شروع شده بود.

دارو، در حدی که مصرف‌کننده بفهمد و نسخه نپیچد

برای بعضی از افراد با اختلال یادگارپرستی دارو لازم است، برای بعضی لازم نیست، و برای بعضی دیرتر اضافه می‌شود. این تصمیم به شدت، بارداری، بیماری قلب، داروهای فعلی و خطر بستگی دارد.

نام کلاس دارو را می‌شود شنید: ضدافسردگی، تثبیت‌کنندهٔ خلق، ضدروان‌پریشی، داروی خواب، داروی بیش‌فعالی، یا داروی کاهش عود بعضی مواد. مقدار و ترکیب را این صفحه نمی‌گوید، چون بدون معاینه خطرناک است.

اثر بسیاری از داروهای خلق و اضطراب چند هفته طول می‌کشد. انتظار معجزه در شب اول، یا قطع در روز چهارم، هر دو خارج از منطق درمان‌اند.

عارضه را پنهان نکنید. خواب‌آلودگی، بی‌قراری، تغییر میل جنسی یا افزایش وزن اگر گفته شود قابل تنظیم است. اگر گفته نشود، فرد خودش دارو را حذف می‌کند.

داروی دیگران، داروی تاریخ‌گذشته، و قطع ناگهانی آرام‌بخش یا الکل مسیر خطر است. تنظیم دارو فقط با کسی است که شرح حال را دیده.

فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است.

خانواده و اطرافیان چه کار مفیدی می‌توانند بکنند

اطرافیانِ فرد مبتلا به اختلال یادگارپرستی معمولاً بین کنترل شدید و بی‌خیالی نوسان می‌کنند. هر دو به علامت میدان می‌دهند. مفید، حضور پایدار و حدِ مشخص است.

بحث برای اثبات اینکه «تو بیمار نیستی» یا «حتماً بیمار هستی» کمکی نمی‌کند. توصیف رفتار مشخص و پیشنهاد معاینه، از برچسب مؤثرتر است.

فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است.

مراقب هم حق خستگی دارد. خانواده اگر خودش بی‌خواب و عصبانی باشد، برنامهٔ درمان در خانه اجرا نمی‌شود. کمک گرفتن مراقب، حاشیه نیست.

راز نگه داشتن مطلق، اگر خطر خودکشی یا خشونت در میان باشد، وفاداری نیست. ایمنی بر رازداریِ خطرناک مقدم است.

بعد از بهتر شدن اختلال یادگارپرستی، مسخره کردن دورهٔ بیماری یا بستن همیشگی موضوع، عود را تنهاتر می‌کند. مرور آرام نشانه‌های آغاز برگشت مفید است.

درس، کار و روزمرگی

اختلال یادگارپرستی اگر شدید باشد تمرکز، حضور به موقع، و تحمل جمع را کم می‌کند. این افت، تنبلی نیست و با شعار جبران نمی‌شود.

برگشت به کار بهتر است مرحله‌ای باشد. پرش ناگهانی به همهٔ مسئولیت‌ها، درست وقتی که خواب تازه برگشته، عود را نزدیک می‌کند.

در مدرسه، اطلاع محدود و هدفمند به معلم یا مشاور می‌تواند فشار بی‌فایده را کم کند، بدون اینکه تشخیص، موضوع صحبت حیاط شود.

رانندگی، نگهداری کودک، و کار با دستگاه وقتی خواب‌آلودگی، توهم، یا مصرف ماده در کار است باید موقتاً محدود شود. این محدودیت تنبیه نیست.

برنامهٔ روزانهٔ ساده، غذا و ساعت خواب، بخش کم‌ادعا و پراثر درمان است. پیچیده کردنش لازم نیست.

چه وقت باید زودتر کمک گرفت

درد ناگهانی، خونریزی، یا اجبار جنسی، موضوع فوریت و ایمنی است نه آموزش اینترنتی.

در اختلال یادگارپرستی این علامت‌ها روال معمولی نیستند: حرف روشن از مرگ، ناتوانی در خوردن و نوشیدن، آشفتگی ناگهانی هوشیاری، تشنج، درد قفسه سینه، یا خشونت.

انتظار برای نوبت چند هفته‌ای وقتی ایمنی لرزان است انتخاب درستی نیست. اورژانس و خط‌های کمک فوری برای همین فاصله ساخته شده‌اند.

اگر علامت بعد از شروع یک داروی جدید پیدا شده، تماس با پزشک تجویزکننده فوری‌تر از جست‌وجوی نام اختلال است.

کودک، سالمند، و فرد باردار آستانهٔ پایین‌تری برای مراجعه دارند، چون بدن و وضعیتشان خطر را سریع‌تر بالا می‌برد.

بعد از فروکش بحران هم ارزیابی را رها نکنید. فروکش، توضیح علت نیست.

باورهایی که یادگیری را کج می‌کنند

«اختلال یادگارپرستی ضعف اراده است.» اراده در بهبود نقش دارد، ولی بیماری را توضیح نمی‌دهد. مدل آموزشی، زیست و محیط و روان را با هم می‌بیند.

«اگر خودش بخواهد با یک صحبت تمام می‌شود.» فهمیدن کمک می‌کند. جایگزین ارزیابی و درمان نیست.

«دارو شخصیت را عوض می‌کند و اعتیاد همیشگی است.» بعضی داروها اگر بی‌برنامه قطع شوند وابستگی یا برگشت علامت می‌دهند. این با بی‌فایده بودنِ همهٔ داروها یکی نیست. تصمیم موردی است.

«تا آزمایش غیرطبیعی نشده، چیزی نیست.» برای اختلال یادگارپرستی اغلب آزمایش، رد کردن تقلیدکننده‌هاست نه اثبات خود اختلال.

«در خانواده بوده، پس حتماً به بچه‌ها هم می‌رسد.» زمینهٔ خانوادگی احتمال را عوض می‌کند، سرنوشت قطعی نمی‌سازد.

«اسم اختلال یادگارپرستی را که نیاوریم، خراب‌تر نمی‌شود.» نگفتن اسم، علامت را متوقف نمی‌کند و فقط کمک را دیر می‌کند.

دربارهٔ اختلال یادگارپرستی هر جمله‌ای که «همیشه» یا «هرگز» یا «قطعی علاج» داشته باشد، با آموزش بالینی نمی‌خواند. بیماری‌ها احتمال‌اند، نه فرمول.

سؤال‌هایی که معمولاً پرسیده می‌شود

آیا من با خواندن این صفحه می‌توانم مطمئن شوم اختلال یادگارپرستی دارم؟ نه. می‌توانید بفهمید آیا شباهت کافی هست که ارزیابی را جدی بگیرید.

آیا اختلال یادگارپرستی مادام‌العمر است؟ برای بعضی افراد یک دوره است و برای بعضی الگوی عودکننده. سیر را برچسب دائمی جایگزین نمی‌شود.

آیا بدون دارو می‌شود؟ گاهی بله، گاهی نه. شدت، خطر، و نوع اختلال این جواب را عوض می‌کند. نسخهٔ عمومی نداریم.

آیا خانواده باید در جلسه باشند؟ اگر فرد بالغ و راضی باشد، اطلاعات همراه تشخیص را دقیق‌تر می‌کند. اجبارِ تحقیرآمیز، نه.

اگر چند نام به اختلال یادگارپرستی شبیه است چه؟ این طبیعی است. کار مصاحبه همین جدا کردن است، نه اینکه شما قبلاً یک نام را انتخاب کنید.

چقدر طول می‌کشد تا بهتر شود؟ علامت اضطراری ممکن است زود آرام شود. الگوی اصلی معمولاً هفته‌ها تا ماه‌ها کار می‌خواهد. وعدهٔ کوتاه‌تر از این، بیشتر تبلیغ است تا آموزش.

یک تصویر آموزشی، نه شرح یک فرد واقعی

فرض کنید کسی به‌تدریج گرفتار اختلال یادگارپرستی شده است. برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است.

در خانه این‌طور دیده می‌شود: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. اطرافیان ممکن است اول آن را به خستگی یا لجبازی نسبت دهند.

اگر علت را ساده کنیم و فقط یک رویداد را مقصر بدانیم، از این نکته جا می‌مانیم: یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است.

روز معاینه، کاری که واقعاً کمک می‌کند این است: رنج یا افت کارکرد باید باشد. تشخیص از روی یک خیال گذاشته نمی‌شود.

مسیر درمانِ منطقی، نه یک نسخهٔ حاضر، این است: اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد.

این تصویر برای یادگیری ساخته شده و نام و جزئیات شناسایی ندارد. شباهت با زندگی شما یعنی ارزش معاینه، نه اثبات تشخیص.

چه چیزی را از این صفحه یاد بگیرید و چه چیزی را نه

یاد بگیرید اختلال یادگارپرستی چه شکلی در زندگی می‌نشیند، با چه چیزهایی اشتباه می‌شود، و درمانش در سطح اصول چیست.

یاد بگیرید معیار را به زبان خودتان بگویید: خوشهٔ علامت، مدت، افت کارکرد، و رد کردن علت‌های دیگر.

یاد نگیرید که به خودتان یا دیگری تشخیص قطعی بدهید. این کار حتی با متن طولانی هم ممکن نیست.

یاد نگیرید مقدار دارو، روش قطع ماده، یا تمرین خطرناک را از اینجا استخراج کنید. آن جزئیات عمداً نوشته نشده‌اند.

درد ناگهانی، خونریزی، یا اجبار جنسی، موضوع فوریت و ایمنی است نه آموزش اینترنتی.

اگر فقط یک جمله بماند: اختلال یادگارپرستی یک موضوع آموزشیِ قابل فهم است، و تصمیم مراقبت هنوز به شرح حال زنده نیاز دارد. برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است.

همان موضوع از چند زاویه

از نگاه فرد مبتلا: از درون، علامت ممکن است شخصی و شرم‌آور به نظر برسد و با صفت اخلاقی قاطی شود. وقتی موضوع اختلال یادگارپرستی است، این نگاه به این داده وصل می‌شود: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست.

همان نگاه، علت را هم ساده نمی‌کند. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. پس تصمیم عجولانه، مثلاً سرزنش یا رها کردن کامل، با این زاویه جور نیست.

قدم عملی از نگاه فرد مبتلا این است که یک مشاهدهٔ مشخص از هفتهٔ اخیر بنویسید و آن را با تعریف اختلال یادگارپرستی مقایسه کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر شباهت کم است، باز هم رنج را بی‌پاسخ نگذارید. ممکن است نام دیگری درست باشد.

از نگاه خانواده: از بیرون، تغییر عملکرد زودتر از خودِ نام بیماری دیده می‌شود. وقتی موضوع اختلال یادگارپرستی است، این نگاه به این داده وصل می‌شود: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست.

همان نگاه، علت را هم ساده نمی‌کند. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. پس تصمیم عجولانه، مثلاً سرزنش یا رها کردن کامل، با این زاویه جور نیست.

قدم عملی از نگاه خانواده این است که یک مشاهدهٔ مشخص از هفتهٔ اخیر بنویسید و آن را با تعریف اختلال یادگارپرستی مقایسه کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر شباهت کم است، باز هم رنج را بی‌پاسخ نگذارید. ممکن است نام دیگری درست باشد.

از نگاه مدرسه یا محل کار: از این زاویه، غیبت، خطا، و کناره‌گیری مهم‌تر از برچسب است. وقتی موضوع اختلال یادگارپرستی است، این نگاه به این داده وصل می‌شود: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست.

همان نگاه، علت را هم ساده نمی‌کند. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. پس تصمیم عجولانه، مثلاً سرزنش یا رها کردن کامل، با این زاویه جور نیست.

قدم عملی از نگاه مدرسه یا محل کار این است که یک مشاهدهٔ مشخص از هفتهٔ اخیر بنویسید و آن را با تعریف اختلال یادگارپرستی مقایسه کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر شباهت کم است، باز هم رنج را بی‌پاسخ نگذارید. ممکن است نام دیگری درست باشد.

از نگاه پزشک عمومی: از این زاویه، اولین کار رد کردن خطر جسمیِ فوری و داروهای مسبب است. وقتی موضوع اختلال یادگارپرستی است، این نگاه به این داده وصل می‌شود: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست.

همان نگاه، علت را هم ساده نمی‌کند. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. پس تصمیم عجولانه، مثلاً سرزنش یا رها کردن کامل، با این زاویه جور نیست.

قدم عملی از نگاه پزشک عمومی این است که یک مشاهدهٔ مشخص از هفتهٔ اخیر بنویسید و آن را با تعریف اختلال یادگارپرستی مقایسه کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر شباهت کم است، باز هم رنج را بی‌پاسخ نگذارید. ممکن است نام دیگری درست باشد.

از نگاه روان‌درمانگر: از این زاویه، حلقهٔ فکر و اجتناب و هیجان هدف تغییر است. وقتی موضوع اختلال یادگارپرستی است، این نگاه به این داده وصل می‌شود: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست.

همان نگاه، علت را هم ساده نمی‌کند. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. پس تصمیم عجولانه، مثلاً سرزنش یا رها کردن کامل، با این زاویه جور نیست.

قدم عملی از نگاه روان‌درمانگر این است که یک مشاهدهٔ مشخص از هفتهٔ اخیر بنویسید و آن را با تعریف اختلال یادگارپرستی مقایسه کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر شباهت کم است، باز هم رنج را بی‌پاسخ نگذارید. ممکن است نام دیگری درست باشد.

از نگاه مراقب شب: از این زاویه، خواب، غذا و ایمنی همین امشب از بحث نظری مهم‌تر است. وقتی موضوع اختلال یادگارپرستی است، این نگاه به این داده وصل می‌شود: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست.

همان نگاه، علت را هم ساده نمی‌کند. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. پس تصمیم عجولانه، مثلاً سرزنش یا رها کردن کامل، با این زاویه جور نیست.

قدم عملی از نگاه مراقب شب این است که یک مشاهدهٔ مشخص از هفتهٔ اخیر بنویسید و آن را با تعریف اختلال یادگارپرستی مقایسه کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر شباهت کم است، باز هم رنج را بی‌پاسخ نگذارید. ممکن است نام دیگری درست باشد.

تمرین یادگیری، برای اینکه مطلب بماند

گام 1. نام را درست بگویید: اختلال یادگارپرستی. بدانید در کدام گروه نشسته: اختلالات جنسی.

بعد از گام 1، یک بند کوتاه با زبان خودتان بنویسید، نه رونویسی. اگر نتوانستید، همان بخش را دوباره بخوانید. یادگیری اختلال یادگارپرستی با حفظ واژه اتفاق نمی‌افتد.

گام 2. تعریف یک‌خطی را با مثال خودتان پر کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است.

بعد از گام 2، یک بند کوتاه با زبان خودتان بنویسید، نه رونویسی. اگر نتوانستید، همان بخش را دوباره بخوانید. یادگیری اختلال یادگارپرستی با حفظ واژه اتفاق نمی‌افتد.

گام 3. سه علامت روزمره را از این شرح انتخاب کنید و برای هرکدام یک موقعیت واقعی بسازید: وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست.

بعد از گام 3، یک بند کوتاه با زبان خودتان بنویسید، نه رونویسی. اگر نتوانستید، همان بخش را دوباره بخوانید. یادگیری اختلال یادگارپرستی با حفظ واژه اتفاق نمی‌افتد.

گام 4. علت را در سه کلمه خلاصه نکنید. زیست، روان و محیط را جدا بنویسید: یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است.

بعد از گام 4، یک بند کوتاه با زبان خودتان بنویسید، نه رونویسی. اگر نتوانستید، همان بخش را دوباره بخوانید. یادگیری اختلال یادگارپرستی با حفظ واژه اتفاق نمی‌افتد.

گام 5. دو تشخیص شبیه را نام ببرید و یک فرق برای هرکدام بگویید. اگر هنوز فرق را بلد نیستید، یعنی مطالعهٔ بخش شباهت‌ها لازم است.

بعد از گام 5، یک بند کوتاه با زبان خودتان بنویسید، نه رونویسی. اگر نتوانستید، همان بخش را دوباره بخوانید. یادگیری اختلال یادگارپرستی با حفظ واژه اتفاق نمی‌افتد.

گام 6. اصول درمان را بدون عدد و بدون نام تجاری دارو بازگو کنید: اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد.

بعد از گام 6، یک بند کوتاه با زبان خودتان بنویسید، نه رونویسی. اگر نتوانستید، همان بخش را دوباره بخوانید. یادگیری اختلال یادگارپرستی با حفظ واژه اتفاق نمی‌افتد.

گام 7. بنویسید چه علامتی یعنی امروز باید مراجعهٔ فوری شود، نه هفتهٔ بعد.

بعد از گام 7، یک بند کوتاه با زبان خودتان بنویسید، نه رونویسی. اگر نتوانستید، همان بخش را دوباره بخوانید. یادگیری اختلال یادگارپرستی با حفظ واژه اتفاق نمی‌افتد.

گام 8. یک باور غلط را که خودتان قبلاً داشتید پیدا کنید و مقابلش یک جمله از این صفحه بگذارید.

بعد از گام 8، یک بند کوتاه با زبان خودتان بنویسید، نه رونویسی. اگر نتوانستید، همان بخش را دوباره بخوانید. یادگیری اختلال یادگارپرستی با حفظ واژه اتفاق نمی‌افتد.

یادگیری جزئی، از خواب تا برگشت علامت

زاویهٔ خواب در اختلال یادگارپرستی: ساعت خواب و بیداری‌های وسط شب را جدا بنویسید. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر خواب عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به خواب مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای خواب: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به خواب گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی خواب نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ انرژی و اشتها در اختلال یادگارپرستی: ببینید انرژی از خلق جدا شده یا با آن بالا و پایین می‌رود. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر انرژی و اشتها عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به انرژی و اشتها مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای انرژی و اشتها: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به انرژی و اشتها گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی انرژی و اشتها نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ رابطهٔ نزدیک در اختلال یادگارپرستی: بپرسید صمیمیت کمتر شده یا تنش تکراری شده است. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر رابطهٔ نزدیک عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به رابطهٔ نزدیک مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای رابطهٔ نزدیک: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به رابطهٔ نزدیک گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی رابطهٔ نزدیک نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ کار یا تحصیل در اختلال یادگارپرستی: غیبت، خطا، و رها کردن وظیفه را از تنبلی جدا کنید. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر کار یا تحصیل عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به کار یا تحصیل مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای کار یا تحصیل: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به کار یا تحصیل گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی کار یا تحصیل نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ حرفی که فرد به خودش می‌زند در اختلال یادگارپرستی: جمله‌های سرزنش را از علامت بیماری تفکیک کنید. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر حرفی که فرد به خودش می‌زند عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به حرفی که فرد به خودش می‌زند مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای حرفی که فرد به خودش می‌زند: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به حرفی که فرد به خودش می‌زند گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی حرفی که فرد به خودش می‌زند نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ رفتار خانواده در اختلال یادگارپرستی: کنترل افراطی و بی‌توجهی مطلق را هر دو ثبت کنید. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر رفتار خانواده عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به رفتار خانواده مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای رفتار خانواده: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به رفتار خانواده گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی رفتار خانواده نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ دارو و ماده در اختلال یادگارپرستی: هر شروع یا قطع تازه را کنار تاریخ شروع علامت بگذارید. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر دارو و ماده عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به دارو و ماده مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای دارو و ماده: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به دارو و ماده گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی دارو و ماده نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ ایمنی در اختلال یادگارپرستی: حرف از مرگ، خشونت، نخوردن، یا آشفتگی ناگهانی را جداگانه علامت بزنید. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر ایمنی عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به ایمنی مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای ایمنی: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به ایمنی گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی ایمنی نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ بهبود موقت در اختلال یادگارپرستی: یک هفتهٔ خوب را با تمام شدن بیماری عوضی نگیرید. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر بهبود موقت عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به بهبود موقت مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای بهبود موقت: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به بهبود موقت گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی بهبود موقت نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ برگشت در اختلال یادگارپرستی: نشانه‌های آغاز عود را زمانی که حال خوب است یادداشت کنید. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر برگشت عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به برگشت مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای برگشت: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به برگشت گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی برگشت نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ بدن در اختلال یادگارپرستی: درد، تپش، لرزش، یا تغییر وزن را به‌عنوان داده بیاورید نه به‌عنوان مزاحم. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر بدن عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به بدن مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای بدن: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به بدن گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی بدن نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.

زاویهٔ معنی فرهنگی در اختلال یادگارپرستی: سوگ، شغل شیفتی، یا رسم خانوادگی را در شرح حال نگه دارید تا بیش‌تشخیص نشود. این زاویه را به تعریف وصل کنید: برانگیختگی متمرکز بر شیء بی‌جان یا بخشی غیرتناسلی از بدن، طوری که کارکرد جنسی را گرفته است. اگر معنی فرهنگی عوض نشده، باز هم اختلال منتفی نیست، ولی شرح ناقص است.

در همین زاویه، علامت‌های روزمره را عینی کنید. وابستگی به آن شیء برای برانگیختگی، و رنج یا مشکل رابطه. یک ترجیح که رابطه را مختل نکند این تشخیص نیست. بعد بگویید کدام بخشش دقیقاً به معنی فرهنگی مربوط است و کدام بخش را باید جای دیگری پی گرفت.

علت را هم از همین در نگاه کنید. یادگیری تداعی میان شیء و برانگیختگی. علت واحد زیستی ثابت نشده است. قلب، قند، هورمون و عارضهٔ دارو بخش معاینهٔ بخشی از این مشکلات‌اند. همه‌چیز را نباید به رابطه یا به سن نسبت داد. نتیجهٔ عملی برای معنی فرهنگی: یک مشاهدهٔ هفت‌روزه ارزشمندتر از یک حدس کلی دربارهٔ اختلال یادگارپرستی است.

درمان هم به معنی فرهنگی گره می‌خورد. اگر رنج یا اجبار هست، روان‌درمانی برای گسترش پاسخ و کم کردن اجبار. ترجیح بی‌آسیب نیاز به درمان ندارد. فشار، مسخره کردن، و اجبار به رابطه، مشکل را مزمن می‌کند. درمان اغلب پزشکی و زوجی با هم است. اگر برنامهٔ درمان هیچ اثری روی معنی فرهنگی نداشته باشد، یا برنامه ناقص است یا نام اختلال یادگارپرستی باید دوباره سنجیده شود.