کلینیک دی / ایوانکلینیک دی
مقالات آموزشی بیمار و خانواده

وقتی اختلال روان و مصرف مواد با هم دیده می‌شوند

اضطراب، افسردگی یا حالت روان‌پریشی کنار مصرف، دو پروندهٔ جدا نیست. درمانِ هم‌زمان، از درمانِ نوبتی که یکی را تا «تمام شدن» آن یکی عقب می‌اندازد، به شواهد نزدیک‌تر است.

دو صندلی خالی در اتاق گفت‌وگو با نور پنجره

زمینه

در بالین زیاد دیده می‌شود که یک نفر هم ماده مصرف می‌کند و هم نشانه‌هایی دارد که به‌تنهایی می‌توانند یک اختلال روان باشند. به این همراهی، همبودی یا تشخیصِ دوگانه می‌گویند. سامشا و پژوهشگرانی مثل دریک تأکید کرده‌اند که سپردنِ یکی به «بعداً» اغلب هر دو را مزمن می‌کند: تا خلق آرام نشود کسی حاضر به حرف زدن دربارهٔ مصرف نیست، و تا مصرف ادامه دارد خلق پایدار نمی‌ماند.

چهار محور که باید با هم دیده شوند

زیست. مصرفِ طولانی، خواب، انگیزش و مدار پاداش را عوض می‌کند. زمینهٔ ژنتیک و تغییرهای اپی‌ژنتیک — یعنی اثر محیط بر نحوهٔ خوانده شدنِ ژن، نه بازنویسیِ سرنوشت — خطر را بالا می‌برند. این محور توضیح می‌دهد چرا بعضی نشانه‌ها بعد از کم شدنِ ماده هم یک‌شبه پاک نمی‌شوند.

روان. بخشی از مصرف، تلاش برای خاموش کردنِ اضطراب، شرم یا بی‌خوابی است. این «خوددرمانی» در ابتدا قابل‌فهم است و در ادامه خودش نشانهٔ تازه می‌سازد. بینش هم اغلب دیرتر از رفتار اصلاح می‌شود؛ شخص ممکن است آسیب را ببیند و هنوز آن را بیماریِ خودش نداند.

رفتارِ قابل‌مشاهده. خانواده معمولاً این محور را زودتر از دو محور قبلی می‌بیند: غیبت، دروغ دربارهٔ پول، تحریک‌پذیری، کناره‌گیری، یا برعکس انرژی و بی‌خوابیِ غیرعادی. رفتار، تشخیص نیست، اما درِ ارزیابی است.

بافتِ خانه و جمع. انکارِ جمعی، پوشاندنِ پیامد، و قطع شدن از آدم‌های بیرون از چرخهٔ مصرف، همبودی را ثابت نگه می‌دارد. خانه می‌تواند پناه باشد یا جایی که هر دو مشکل نادیده گرفته می‌شوند.

چه نشانه‌هایی را نباید به «اخلاق» ترجمه کرد

خلقِ بسیار پایین یا بالا، شنیدن یا دیدنِ چیزهایی که دیگران تأیید نمی‌کنند، ترسِ پایدارِ بی‌تناسب، ناتوانی در خواب برای چند شب، و حرف از مرگ، ارزیابیِ فوری می‌خواهند. فکرِ مرگ اورژانس است. این فهرست برای برچسب زدن در خانه نیست.

یک خطِ مهم: افسردگیِ هفته‌های اولِ پرهیز ممکن است دنبالهٔ خودِ ماده باشد، نه دلیلِ اصلیِ شروعِ مصرف. هر دو احتمال باید در مصاحبه باز بماند. بستنِ پرونده با جملهٔ «همه‌اش به‌خاطر آن اتفاقِ زندگی است» هر دو تشخیص را مخدوش می‌کند.

درمانِ هم‌زمان یعنی چه

الگوی یکپارچه، همان‌طور که دریک و همکاران شرح داده‌اند، هر دو مشکل را در یک برنامه می‌بیند: پیگیریِ مصرف، درمانِ اختلالِ روان، و حمایتِ خانواده، با یک تیم یا دست‌کم با حرفِ هماهنگ. الگوی «اول کاملاً پاک شود، بعد روان‌درمانی» یا «اول فقط حرف بزنیم تا انگیزه بیاید» برای خیلی از بیمارانِ همبود جا می‌ماند.

مراحلِ تغییرِ پروچاسکا — از ندیدنِ مسئله تا حفظِ تغییر — هنوز مفیدند، به شرطی که مرحله، بهانهٔ تعطیل کردنِ مراقبت نشود. کسی که مسئله را کوچک می‌بیند هم می‌تواند در یک برنامهٔ ساختاریافته باشد. فشارِ بیرونی، از جمله خانواده و تعهدِ درمانی، طبق اصولِ درمانِ مؤسسهٔ ملی سوءمصرف مواد آمریکا می‌تواند مؤثر باشد و لازم نیست با اشتیاقِ درونی شروع شود.

دارو، اگر لازم شود، تصمیمِ روانپزشک است. این صفحه نامِ دارو و مقدار نمی‌دهد. قطعِ ناگهانیِ الکل، آرام‌بخش‌ها و افیونی‌ها بدون مراقبتِ پزشکی خطرناک است.

این صفحه چه یاد نمی‌دهد

یاد نمی‌دهد که هر مصرف‌کننده یک اختلالِ روانِ جدا دارد، یا هر اختلالِ روان به مصرف منجر می‌شود. یاد می‌دهد که وقتی هر دو حاضرند، درمانِ نوبتیِ سفت‌وسخت هر دو را عقب می‌اندازد. شرح بر DSM، راهنمای همبودیِ سامشا، و کارِ دریک روی درمانِ یکپارچه است.

برای مطالعهٔ بیشتر